ميرزا حسن حسينى فسايى

1261

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

هر سفره‌اى توشه‌اى برگرفت و هفت هشت سال است در شيراز توقف دارد . و از علماى اصطهبانات ، اديب اريب ملا حاجى محمد است . و اين بلوك مشتمل است بر دوازده قريه آباد : ايج « 1 » : در اصل ايگ بود ، بعد از تصرف عربى او را ايج گفتند ، در قديم شهرى معتبر بوده ، چندين صد سال پا [ ى ] تخت ملوك شبانكاره كه شرح حال آنها و علما و وزراء و بزرگان ايجى در عنوان شبانكاره اين كتاب بيايد ، گرديد ، ميانه مشرق و جنوب اصطهبانات به مسافت چهار فرسخ است ، هوائى در كمال اعتدال دارد كه ميوه‌هاى « 2 » گرمسيرى مانند نخل و نارنج و سردسيرى مانند شليل و گيلاس را به نيكوئى پروراند ، انار ايج از تمامت انارهاى فارس بلكه انارهاى ممالك ايران بهتر است ، آبش از چشمه و قنات است . بارگ : به سكون راء . چهار فرسخ ميانه شمال و مغرب اصطهبانات . بنوان : چهار فرسخ شمالى اصطهبانات است . خان كت : نه فرسخ ميانه شمال و مغرب اصطهبانات است . تنباكوى اين قريه در خوبى مشهور است . خير : نام ناحيهء شمالى اصطهبانات است كه دهات شمالى اصطهبانات در او افتاده است . دستجرد : شمالى اصطهبانات به مسافت چهار فرسخ است . سجل آباد : چهار فرسخ شمال اصطهبانات است . سعادت آباد : چهار فرسخ ميانه شمال و مغرب اصطهبانات است . صادق آباد : چهار فرسخ و نيم ميانه شمال و مغرب اصطهبانات است . گشنه كان : فرسخى مغربى اصطهبانات است . ماه‌فرخان : چهار فرسخ ميانه مغرب و شمال اصطهبانات است . مبارك آباد : شمالى اصطهبانات است به مسافت سه فرسخ و نيم است . ميمون : سه فرسخ و نيم شمال و مغرب اصطهبانات است . [ 11 ] - بلوك افزر « 3 » وجه تسميه ، آن است كه « افزر » مخفف « افزار » كه آلات پيشه‌وران [ است ] عموما يا جولاهگان خصوصا ، شايد افزار آنها را در اين بلوك مىساختند يا آنكه طايفه‌اى از عرب بنى افزر در آن توطن داشتند و صحراى اين بلوك در اواخر زمستان و اوائل بهار قطعه‌اى از بهشت ، در نظر آيد چنان كه گفته‌اند : تاج بنهاده چو كى ، نرگس شهلا بر سر * جام بگرفته چو جم ، لاله حمرا در چنگ

--> ( 1 ) . در فارسنامهء ابن بلخى ، ص 131 ، ( ايگ ) است : ( اين ايگ به روزگار متقدم ديهى بود و حسويه آن را به شهرى كرده است هواء آن معتدل است اما آب ناگوار دارد و ميوه بسيار باشد خاصه انگور و جامع و منبر دارد ) . ( 2 ) . در متن : ( ميوهاى ) . ( 3 ) . ر ك : شد الازار ، حواشى مرحوم قزوينى در صفحات 215 و 216 در مورد ابزر و افزر ، فارسنامه ابن بلخى ، ص 135 و 152 .